جمال الدين محمد الخوانساري
126
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
معرفت بمعرفت ديگر بمدارسهء علم وخواندن آنست با يكديگر ، و « لقاح » بفتح لام شكوفهء را گويند كه از درخت خرماى نر بشكوفهء درخت مادة در اوّل شكافتن آن مىريزند تا آبستن شود وبنا بر اين ممكن است كه در اينجا بفتح لام خوانده شود نه بكسر آن وترجمه اين باشد كه : آنچه آبستن مىشود معرفت بآن يا آنچه آبستن مىشود آدمي بآن بمعرفت مدارسهء علمست . 7623 لقاح العلم التّصوّر والفهم . آبستنى علم تصوّر وفهمست ، يعنى آبستن شدن كسى بعلم يا آبستن شدن علم بعلم ديگر باينست كه خوب تصوّر آن شود وفهميده شود نه اين كه چيزى بزبان ياد گيرد ودر دل صورت آن در نيايد ونفهمد ، واگر « لقاح » بفتح لام خوانده شود ترجمه اينست كه : آنچه آبستن مىشود آدمي بآن بعلم يا آبستن مىشود بآن علم بعلم ديگر تصوّر وفهم است . 7624 لقاح الخواطر المذاكرة . آبستنى خاطرها مذاكره است ، « خاطر » چيزى را گويند كه در دل در آيد وبآن اعتبار محلّ آنرا نيز خاطر مىگويند وبنا بر اوّل مراد اينست كه آبستنى بخاطرها يعنى علوم ومعارف كه در دل در آيند بمذاكره است واگر مذاكره نشود فراموش ميشوند ، يا اين كه آبستنى آنها بعلوم ومعارف ديگر بمذاكره است ، زيرا كه در هر مذاكره نمىشود كه از آنها پى بپارهء از علوم ومعارف ديگر برده نشود وبنا بر دويم مراد اينست كه : آبستنى خاطرها بعلوم ومعارف بمذاكره است واگر مذاكره نشود آنها زود از خاطر بدر روند وفراموش شوند ، و « لقاح » بفتح نيز مىتوان خواند بر قياس فقرههاى سابق . 7625 لقاح الرّياضة دراسة الحكمة وغلبة العادة .